علیرضا جلالیان - موضوع ماهواره با توجه به معضلاتی که این «دجالواره» برای کشور در حوزه اخلاقی، اجتماعی، فرهنگی و ... ایجاد کرده از سال جدید در دستور کار نهادهای فرهنگی غیردولتی و نیز بسیج قرار گرفته است. در همین زمینه برای آشنایی بهتر با این پدیده و واکاوی مسئله به سراغ دکتر « جلال غفاری قدیر» رئیس دانشکده علوم اجتماعی و مطالعات فرهنگی دانشگاه جامع امام حسین(ع) رفتیم، وی فارغالتحصیل کارشناسی ارشد دانشگاه امام صادق(ع) است و از سال 85 وارد دوره دکترای مدیریت رسانه دانشگاه تهران شده است. در سوابق علمی و آموزشی و پژوهشی وی، مدیر کل پژوهشی نهاد کتابخانههای عمومی کشور، مشاور پژوهشی معاون وزیر علوم، عضویت در کمیسیون فرهنگ و اجتماع شورای عالی تحقیقات وزارت علوم و در نهایت، از چند ماه پیش ریاست دانشکده و پژوهشکده علوم اجتماعی و مطالعات فرهنگی دانشگاه جامع امام حسین(ع) دیده میشود. آنچه در ادامه میآید گفتوگویی با ایشان است.
یکی از مسائل اساسی که امروز در حوزه سیاستگذاری فرهنگی مطرح است و به شکل تئوریک توان سیاستگذاری را در کشور نشان میدهد آوردگاه و میدان جدیای است به نام میدان ماهواره که باید در این آوردگاه کار جدی نماییم که به نظر من ما در این سالها متأسفانه نتوانستیم سیاسیتگذاری درستی را در این زمینه بسته و ترویج کنیم.
گاهی اوقات مباحثمان در طرح مسئله باقی مانده مثلاً جنگ نرم و تهدیدات نرم، دشمن و فضاسازیهای دشمن را تبیین کردهایم، اما به چه باید بکنیم، نرسیدهایم و بعضاً صورتبندی غلطی هم از مسئله ارائه کردهایم گاهی اوقات به دلیل نوع تبیین غلط مسئله نتوانستیم یک نظریه سیاستی درستی هم برایش تبیین کنیم، تبیین غلط سبب شده که نظریه سیاستی ما هم به انحراف برود.
یک لایه که عرض کردم در سطح کلیات و تبیین مسئله باقی مانده و به راه حل نرسیده و چالش دیگرمان این بود که ما در بحث ماهواره فقط به تحلیل متن پرداختیم. یعنی گفتیم این فیلم این محتوا را دارد و این آسیبها را به مخاطب میرساند که این هم شاید برای سیاستگذاری فرهنگی خوب باشد، اما همه سیاستگذاری این نیست.
نکته دیگر اینکه جایگاه دولت و حکومت را در سیاستگذاری بسط دهیم نه اینکه فقط بگوییم باید این کار را کرد، بلکه باید متولی آن را هم مشخص کرد باید گفت در ساختار حکومتی چه کسانی باید بروند برای مردم تحلیل کنند و در راستای این عمل، اقدام نمایند. چه کسی باید در این راستا تبیین کند؟ سیاستگذاری کند. لذا به هیچوجه در هیچگونه اقدام فرهنگی نمیشود نقش حاکمیت را نادیده گرفت.
مثال این مورد همان چیزی است که حضرت آقا ظاهراً در بحث ممیزی کتاب گفتهاند. به دولت تذکر دادند که نقش دولت در فعالیتهای فرهنگی چه باشد. در این زمینه نمیشود نقش دولت را کمرنگ کرد. به جرئت عرض میکنم که هیچ نهادی به اندازه دولت درحوزه فرهنگ تأثیرگذار نیست. لذا نقش حاکمیت و دولت در سیاستگذاریها باید در اولویت بحث قرار گیرد. این دیگر از غفلتهایی است که ما داریم البته بحث بنده نیز بیشتر ناظر به حوزه مسئولیت حاکمیت است. حاکمیت هم فرد یا دولت نیست. کلیت آن، متولیان صداوسیما، متولیان فرهنگی دولت، مسئولان نهادهای فرهنگی و... میشوند. لذا یک صورتبندی جدیدی از مسئله ماهواره ارائه میکنیم.
مقدمه دیگری که ما در تمام سیاستگذاریهای فرهنگی نیاز داریم این است که اگر بپذیریم تهاجم فرهنگی و تنور گفتمانی که در این حوزه در ادبیات امام خامنهای شکل گرفته از تهاجم فرهنگی تا بحث شبیخون و ناتوی فرهنگی، اگر این زاویه تحلیل نیمه پر لیوان دشمن است، باید نیمه پر لیوان خود را هم تبیین کرد. یعنی دوسویه است. اتفاقاً یکی از مزیتهای نظریهپردازی مقام معظم رهبری این است که ایشان همزمانی که نیمه پر لیوان دشمنان را تبیین میکنند، به نیمه پر لیوان خودی هم میپردازند و این فقط منحصر است به خود ایشان. بحث مقاومت فرهنگی از موضوعاتی است که ایشان طرح کردهاند و متأسفانه ما کمتر در رابطه با این موضوع صحبت میکنیم. به میزانی که دشمن در این سالها تهاجم فرهنگی داشته است، به همان میزان باید مقاومت فرهنگی هم شکل بگیرد. خود مقاومت فرهنگی باید یکی از زاویههای جدی بحث سیاستگذاریهای فرهنگی قرار بگیرد. ما در این سالها یک مقاومت فرهنگی را هم شکل دادهایم. بحث ماهواره یکی از مصادیق جدی این مقاومت فرهنگی است. اما این تئوری بسط داده نشده فقط در صحبتهای حضرت آقا وجود دارد و لازم است که بسط داده شود. یکی از توصیههای من به محققین و پژوهشگران این است که بنشینند و این بحث را تبیین کنند. یعنی فقط تهاجم بهوسیله ماهواره را نباید تحلیل کنیم باید این را هم تحلیل کنیم که جامعه چقدر مقاومت کرده است. این یکی از عرصههای مغفول سیاستگذاری ماهواره در ایران است.
نکته دیگر این است که با وجود قانون و خطمشیهای کلان رسانهای که ما داریم مشکل ما این است که نظریه سیاستی چند بعدی نداریم. این نظریه حتماً بین رشتهای است. یعنی رویکردهای جامعهشناختی، ارتباطشناختی، تاریخی، تحلیلی و روانشناختی و... را نیاز دارد. برای سیاستگذاریهای فرهنگی از جمله ماهواره این را در سه لایه بحث میکنم. لایه اول با بعد فلسفه تاریخی نزاع فرهنگی عالم که مبنای تحلیل ما از هر موضوع کلان فرهنگی است.
لایه دوم، ارتباطشناختی است و رسانهشناختی. لایه بعدی بعد جامعهشناختی و مردمشناختی معرف ماهواره است.
در بعد فلسفه تاریخی نزاع فلسفه تاریخی در عالم باید گفت که ما باید بپذیریم که امروز نزاع فرهنگی که بین غرب با ایران و اسلام وجود دارد، ریشهای تاریخی دارد. این مورد اذعان قرآن است. جزو ذاتیات خلقت عالم است و عالم بر همین اساس شکل گرفته است.
باید بدانیم که با پذیرش ابتلای سیدالشهداء(ع) موازنه فرهنگی عالم به هم خورد و قطعاً جریان حق با شهادت ایشان به پیروزی رسید. وقتی ایشان به شهادت رسیدند این موازنه تمام شد. شیطان شکست خورد و ناامید شد. ثقل این حرکت نباید فراموش شود حالا ارتباط آن با ماهواره چیست در آن مرحله اول بحث ما است؟ ربط آن این است که امروز در رابطه با مردمی داریم صحبت میکنیم و سیاستگذاری میکنیم که حامل این جریان فرهنگی هستند. عمده تحولات انقلاب اسلامی بر بستر همین ریشه شکل گرفته یا دارد میگیرد؛ یعنی امام و انقلاب اسلامی محصول سیدالشهداء(ع) است. دفاع مقدس محصول سیدالشهداء(ع) است.
۹ دی محصول سیدالشهداء(ع) است، مقابله و مبارزه با استکبار و صهیونیسم و آمریکا محصول سیدالشهداء(ع) است، با تولیدهای فرهنگیای که امروز دارد، به خصوص در دهه اول محرم که سهم مصرف مردم از این ماجرا بینظیر است. یک ماجرای عظیم فرهنگی که بعضاً قابلیت خنثیسازی و رشددهندگی فزاینده دارد. تلاش یک ساله ماهواره ممکن است در یک روضه نیمساعته، یک ساعته سیدالشهداء(ع) از بین برود.
امروز فاطمیه محل تحول فرهنگی ماست. ماجرای فاطمیه، ظرفیت فرهنگی است که مربوط به خواص است.
در مرحله دوم مردمشناسی و مخاطبشناسی ماهواره را باید بررسی کنیم. آمارها نشان میدهد در وضعیتشناسی اطلاع دقیق داریم. یک، اشباع ماهواره در ایران و دوم، وضعیت ثبات مصرف. یعنی اشباعی که به ثبات رسیده است. اشباع یعنی اینکه باید بپذیریم که امروز جامعه ایران به نحوی شده است که هر کسی که میخواسته توانسته است از ماهواره استفاده کند. به خاطر غفلتها و دیگر مسائل و تلاشهای دشمنان و... یک دلالت آن هم این است که الآن ارزانترین کالای فرهنگی در کشور ما ماهواره است. هر کسی هم که میخواسته گرفته است. در این وضعیت حجم پوشش ماهواره حداکثر در تهران ۶۰ درصد و در کل کشور ۵۰ درصد است. سه سال است آمار مصرف ماهواره ثابت شده و رشد ندارد. نرخ رشد ندارد. این چند عاملی است. مردم بیشتر از این سمت ماهواره نمیروند. این یعنی یک وضعیت واقعی در مقاومت فرهنگی که روی دیگر سکه و نیمه پر لیوان است که ۵۰ درصد جامعه ایران در مقاومت فرهنگی به سمت ماهواره نرفتهاند و نخواستند داشته باشند.
این در دنیا بینظیر است. در هیچ جایی از دنیا وضعیت اشباع ۵۰ و ۶۰ درصد نیست از ۹۰ به بالا است. خطای راهبردی این است که نتوانستهایم این ۵۰ درصدی که مقاومت کردهاند را تحلیل کنیم. یعنی ۴۰ میلیون آدم در ایران هستند که بزرگترین جریان مقاومت را در مقابل ماهواره رقم زدهاند.
ما دو وضعیت را در نظر بگیریم پیشااشباع و پسااشباع ماهواره، در پیشااشباع ماهواره، بزرگترین مقصر ترویج ماهواره، تلویزیون جمهوری اسلامی بود. مخاطب را کسانی گذاشت که ماهواره نگاه میکنند. ولی خیلی جاها مخاطب آن انقلابی و فرهیخته بود. دو گانه ماهواره و تلویزیون در سیاستگذاری غلط بود. از سال ۵۷ در ایران ماهواره داریم. در تلویزیون بازتولید ماهواره داریم و شریک ماهواره پاکیزه ـ اوشین را پاکیزه میکنیم، نشان میدهیم. با سانسور و... قاعده همان ماهواره است. این خطای راهبردی بسیار بزرگی بود برای مخاطب انقلابی فرهیخته تولید برنامه نکردیم؛ از این رو نظریه تلویزیون انقلاب اسلامی را نتوانستیم بسط دهیم. بهتازگی متوجه شدیم تلویزیون ما یک جور ماهواره سالم است. رسانه انقلاب اسلامی نیست، لزوماً یعنی عملاً برای ۵۰ درصد مقاوم جامعه برنامه تولید نکردیم. قبلش اتفاقاً ۷۰ درصد بودند، اما چون خط بسامد درست نبود فعالیت رفت به سمت رشد ماهواره؛ این پیشااشباع بود. برای پسااشباع باید برویم مخاطب را پس بگیریم. مخاطب ما مخاطب انقلاب اسلامی بود. باید به نکات دقیق آن توجه کنیم. مثلاً طنز فاخر داشته باشیم و ... مخاطب را پس بگیریم.
ما ذائقه غلط ایجاد کردیم با ماهواره سالم، رفتار ما این بود. ما به طرف القا میکنیم هر شب فیلم ببین خوب ماهواره هر شب ۱۰۰ فیلم پخش میکند.
البته باید توجه داشت اگر فساد در جامعه ما دیدن ماهواره است در غرب فساد معیاری بسیار بدتر از این دارد. این را هم باید در نظر گرفت. یعنی تأثیرگذاری ماهواره را نمیتوان در دو جامعه با دو فرهنگ معیار متفاوت مقایسه کرد. قانون منع استفاده از ماهواره مترقیترین قانون فرهنگی کشور است. با ملاحظاتی که عرض میکنم. زمان طاغوت تلویزیون شاه بود مردم مصرف نمیکردند.
اجازه نداریم مخاطب را تحقیر کنیم. مخاطبی که تا امروز مقاومت کرده است. زمان شاه هم مقاومت کرده، باید روی آن حساب کنیم. سیاستگذاران فرهنگی باید انقلابی باشند و به این مردم توجه کنند. مزیت دوم ما همگرایی بین مردم و مسئولان است. قانون ماهواره بهترین قانون است که ما همگرایی بین سیاستگذاران فرهنگی، مسئولان و مردم را ببینیم. این خود ظرفیت سیاستگذاری است.
یک مسئله دیگر اینکه بنده در کف جامعه بودهام و تحقیقات کردهام. که از معضلات جدی ما همین بحثها است. چالش خانوادههای ما همین بحثها است. وادادگی مسئولان ما در این مسئله. اینکه مخاطب صدا و سیمای ما شد مخاطبی که دنبال ماهواره است و بر این اساس برای او برنامه ساختند. در بلندمدت برای ماهواره در اذهان مشروعیت ایجاد کرد و ذائقه درست کرد. مثال عینی آن سریالهای کرهای است که تلویزیون ذائقه آن را در مخاطب ایجاد کرد و الأن خیلیها میخواهند بروند دنبال اصل این سریالها.
اما در حوزه سوم که رسانهشناختی است بین ۲۵ یا ۲۶ شاخصه رسانهای بیان میکنند. تفاوت ماهواره و تلویزیون ارتباط دوربرد ماهواره است و در دریافت سیگنال در این وضعیت. ضعف تلویزیون نمیتواند سبب این باشد که مردم به سمت ماهواره بروند. خطای راهبردی این بود که بنا را بر این گذاشتیم که ماهواره سالم به مردم تحویل بدهیم. این ماهواره سالم مردم را برای استفاده از ماهواره بهخصوص ماهواره ناسالم مستعد کرد. یعنی در اثر این ضعف در درک واقعیت و برنامهریزی ناصحیح ناشی از این ضعف درصد زیادی از ۵۰ درصد مردمی که به سمت ماهواره رفتهاند عاملش خود مسئولان فرهنگی بودهاند.
برای حل این موضوع باید به مخاطب مقاوم و آن ۵۰ درصد نیمه پر لیوان توجه کنیم بهطور حتم درصد زیادی از مخاطبان ماهوارهها بازمیگردند. یعنی باید شعور مخاطب را بالا دید و او را یک انقلابی فرض کرد، همین امر موجب میشود که ذائقه مخاطب به سمت مطلوب انقلاب اسلامی بازگردد.
قیمت سکه و ارز
یادداشت
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
توئیت ها و ویراستی های برگزیده
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
مطالب استانها
•••
•••
•••
•••
•••
بررسی تهاجم ماهوارهای
سیاستگذاران فرهنگی انقلابی عمل کنند/تلویزیون رسانه انقلاب اسلامی نیست
گاهی اوقات مباحثمان در طرح مسئله باقی مانده مثلاً جنگ نرم و تهدیدات نرم، دشمن و فضاسازیهای دشمن را تبیین کردهایم، اما به چه باید بکنیم، نرسیدهایم و بعضاً صورتبندی غلطی هم از مسئله ارائه کردهایم.
نظرات کاربران
پربازدیدترین ها
•••
•••
•••
•••
•••
•••
آخرین مطالب
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••



